مرا وقتی گرفتار خودم بودم...

خرید بک لینک
مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی

مرا ازمن، مرا از قیدِ من بودن رها کردی

دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب

تو با زیباییات این حرفها را نخ نما کردی...

نماز عشق می خواندم، امامم حضرت دل بود

کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردی

به هم نزدیک بودیم، آتش از لبهات میتابید

دلت میخواست لبهای مرا، امّا حیا کردی

من از خود نیمهای را دیده بودم "عاقل" اما تو

مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی...

محمدرضا طاهری

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:51 توسط رها |
بی سرزمین تر از باد...

ما را در سایت بی سرزمین تر از باد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 6:29

صفحه بندی